یک ماه پیش بنا به دلایلی اکانت اینستاگرامم رو پاک کردم...یکم ناراحت شدم چون خاطرات چهار پنج ساله و خیلی چیزام محو شد ولی بعدش یادم اومد که یه وبلاگ دارم که قدمت هفت هشت ساله داره و کسی از آشناهامم اونو نمیشناسه و خیلی راحت هرچند وقت یه بار میام گوشه ای از خاطراتم رو مینویسم...
دیگه کسی به آسونی اهل وبلاگ نیست و شاید هرازگاهی یه نفر به وبلاگ من سر بزنه ولی خودم تصمیم دارم بمونم اینجا...حالا یا ماهی یه بار یا سه چهار ماهی یه بار...
بعضی وقتا زندگی کردن و بودن تو دنیایی که هیچ کس تو رو نشناسه یه آرامش عجیبی بهت میده،..
برای من فضای وبلاگم حس بودن تو یه کلبه ی چوبی در حالی که سردم شده و به بارون نگاه میکنمو میده ...و فصلی که تو ذهنم تداعی میشه پاییزه...
تو پستای بعد بیشتر درباره اتفاقات گذشته و حال و آیندم مینویسم....
جراحی مهم...
ما را در سایت جراحی مهم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 105